X
تبلیغات
دیــــــــــــــــبا

دیــــــــــــــــبا

دورود و سلام فراوان خدمت بینندگان عزیز

محرومیت دختران از مدارس

پنج ميليون افغان از مکتب محروم اند

 
پنج میلیون نفر از مکتب محروم اند 
وزارت معارف افغانستان مي گويد پنج ميليون افغان واجد شرايط مکتب در سال 2010 به دليل تهديدهاي امنيتي و موانع فرهنگي از رفتن به مکتب محروم مانده اند.
 

حامد کرزي، رييس جمهور افغانستان در نخستين روزهاي سال روان از طالبان خواست تا دروازه هاي مکتبها را بر روي کودکان افغان مسدود نکنند. حکومت افغانستان کوشش کرده است با حمايت مردم محلي، دروازههاي مکتب را باز نگه دارد، اما با وجود اين تلاشها، هنوز در برخي مناطق دروازه مکتبها بسته است.

عبدالصبور غفراني، معاون رياست نشرات وزارت معارف افغانستان مي گويد ناامني دليل اصلي اين مشکل است: «چالش بسيار عمده اي که وزارت معارف از آن نگران است، بازماندن پنج ميليون کودک از رفتن به مکتب است». در مجموع حدود سيزده ميليون تن در افغانستان در سن مکتب قرار دارند و از اين رقم، هشت ميليون آنها به مکتب ميروند.  وزارت معارف ميگويد براي بسياري مکتبها توانسته در سال 2010 ساختمان بسازد.

200 ولسوالي بدون معلم زن

در بسياري مناطق افغانستان به دليل سنتهاي اجتماعي حاکم، دانش آموزان دختر بايد توسط آموزگاران زن آموزش ببينند. اما تعداد آموزگاران زن در برخي ولايتها کم است که اين مساله نيز نگراني وزارت معارف را برانگيخته است.

غفراني مي گويد از جمله 364 ولسوالي در افغانستان در 200 ولسوالي اين کشور آموزگار زن وجود ندارد.

به گفته غفراني اين مساله سبب شده تا ساکنان اين ولسواليها دختران شان را به مکتب نفرستند: «مشکل ديگري که محسوس است مشکل فرهنگي است. تعدادي از خانوادههاي ما، مانع رفتن دختران به مکاتب ميشوند. هم اکنون در 200 ولسوالي معلمين مسلکي زن نداريم و در 245 ولسوالي ما دختر صنف دهم نداريم».  

نسل با آینده تاریک

بيشماري ريشه بسياري از مشکلات در افغانستان عنوان ميشود. تحليلگران ميگويند در صورتي که اين رقم درشت کودکان نتوانند به مکتب بروند، افغانستان آينده تاريکي خواهد داشت.

داوود سلطان زوي، نماينده ولايت غزني در پارلمان افغانستان مي گويد محروميت کودکان از رفتن به مکاتب پيامد خطرناکي براي افغانستان دارد: «نسلهايي که در مناطق معين افغانستان از تعليم و تربيه به دور مي مانند، به چه چيزي تبديل خواهند شد؟».

سلطان زوي مي گويد در صورتي که زمينه تعليم و تربيه براي کودکان مناطق ناامن مهيا نشود، طالبان مي توانند به سادگي از جوانان بيسواد اين مناطق سرباز گيري کنند و در نتيجه به گسترش افراطگرايي خواهد انجاميد.

سلطان زوي مي افزايد: «معلوم دار که به طرف افراط خواهند رفت، معلوم دار است که به طرف تاريکي خواهند رفت و در آغوش تاريکي ها اينها جذب خواهند شد و خود نيز تاريکي آفرين خواهند شد».  

مکتب سازي از مکتب سوزي بيشتر است

وزارت معارف مي گويد تعداد مکتبهايي که در سال 2010 ساخته شده اند به مراتب بيشتر از تعداد مکتبهايي است که از سوي طالبان سوختانده شده اند.

غفراني ميگويد 20 تا 25 مکتب در مناطق جنگي توسط انفجارها تخريب شده اند اما سوزاندن مکاتب به شکل عمدي آن در سال 2010 چشمگير نبوده است.

بازگشايي مکاتب مسدود شده

وزارت معارف از بهار سال روان تلاش کرد تا از طريق متنفذين محلي و ملا امامان مساجد مکاتب مناطق ناآرام افغانستان را بازگشايي نمايد.

غفراني مي گويد همکاري ساکنان محلي سبب شده تا حدود نصف مکاتبي که در سال هاي گذشته مسدود بودند دوباره بازگشايي شوند.

به گفته او، در سالهاي گذشته 673 باب مکتب در سراسر افغانستان مسدود بودند که در اثر تلاش هاي وزارت معارف و همکاري متنفذين محلي 337 باب مکتب دوباره بازگشايي شده اند.

تحليلگران ميگويند به بخش معارف بايد به عنوان زيرساخت اساسي نگريسته شود. سلطانزوي مي گويد سياسي شدن معارف افغانستان دليل ديگري است که سبب ضعف آن شده و هر وزيري که تبديل مي شود کوشش مي کند تا نظام معارف را به سليقه شخصي خود عيار سازد.

+ نوشته شده در  89/10/10ساعت 14:14  توسط یاسین راستی  | 

زندگی نامه زینب ( س )

السلام علیکِ یا زینب کبری السلام علیکِ یا بنت رسول الله


السلام علیکِ یا بنت امیرالمومنین (س)


صبر را مفهوم معنا زینب است


کعبه غمهای دنیا زینب است


چون حسین است آفتاب شهر عشق


ماهتاب عالم آرا زینب است


پیامبر اکرم (ص) می فر ماییند: هر کس بر مصیبت های این دختر  زینب

(سلام الله ) بگرید ، همانند کسی است که بر برادرانش ، حسن وحسین (ع)

 ، گریسته است .     


 نام : زینب (س)


نام پدر : حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع)


نام مادر : حضرت فاطمه زهرا (س)


ناریخ ولادت :  روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری


محل تولد : مدینه


کنیه : ام الحسن و ام الکلثوم


القاب : صدیقه الصغری، عصمة الصغری، ولیه الله العظمی ، ناموس الکبری ، شریکةالحسین (ع) ، کامله ، فاضله و...


همسر : عبدالله فرزند جعفر بن ابیطالب


تعداد فرزندان : 3 پسر ( علی ، عون ، جعفر )


و1 دختر ( ام الکلثوم )


وفات : شب یکشنبه 15 رجب سال 63 هجری قمری


محل دفن : شام



مقدمه :


آن گلهای زیبا وپر طراوت بهار را دیده اید که چگونه به فضای اطراف خود جان می بخشند وهمه جا را آکنده از زیبائی و لطافت میسازند ؟ وآیا تا بحال دیده اید که ناگهان تند بادی خشمگین وبیرحم دمیوزد ، گلهای زیبا را از شاخه های درختان جدا میسازد وبر زمین میافکند.


هنگامیکه آن گلبرگهای زیبا روی زمین پراکنده میشود آن باغبان شوریده را مشاهده کنید که با چه حسرت واندوهی به آن گلبرگها ی زیبا مینگرد . قطرات اشکهایش را ببینید که آرام آرام بر گونه اش سرازیر میشود . باغبان خوب میداند که دقایقی پس از ان زیبائی وطراوت باغش با ریختن گلبرگها از بین میرود ودیگر از آن عطر مست کننده خبری نخواهد بود .


وزینب (س) نیز همچون آن باغبانی شوریده حال ناظر پر پر شدن گلهای زیبائی بود که جهان را عطراگین میساختند ونمونه های کاملی از فضیلتهای انسانی بودند.  زینب در دنیائی پر از نامردی ، پلیدی وفریب صلای آزادی وانسانیت سرداد واز فضیلت های انسانی وارزش تعالیم اسلام سخن گفت ومردمی را که دست خویش را بجنایت آلوده وبعد ابلهانه بر کرده های خویش افسوس خورده وبر سوگ نشسته بودند بباد ملامت گرفت .


هوش و ذکاوت:


در اهمیت هوش و ذکاوت آن بانوى بزرگوار همین بس که خطبه طولانى و بلندى را که حضرت صدیقه کبرى فاطمه زهرا (س) در دفاع از حق امیرالمؤمنین (ع) و غصب فدک در حضور اصحاب پیغمبر اکرم (س)ایراد فرمودند، حضرت زینب  (ع)  روایت فرموده است.  که حضرت زینب علیها السلام با اینکه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا کمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء که محتوى معارف اسلامى و فلسفه احکام و مطالب زیادى است را با یک مرتبه شنیدن حفظ کرده، و خود یکى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.



 فصاحت و بلاغت:


کلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى که از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر کمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى که امام سجاد (ع) در حق ایشان فرمودند:


«اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید که تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى که بشرى تو را تفهیم ننموده است».


در اینجا مرورى کوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید که یکى از بزرگترین حرکتهاى آن حضرت، در واقعه کربلا بود که دستگاه حکومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می کنیم:


«به خدا قسم اى یزید، هر چه کردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا که تو جز پوست خود نشکافتى و جز گوشت خود ندریدى.


اى یزید! در آن روزى که خداوند بدنهاى پاک شهیدانمان را حاضر می کند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا (ص)  وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیکه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى که به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را که در کربلا به خاک و خون کشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. که خداوند می فرماید: (کسانى را که در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلکه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). سوره مبارکه آل عمران ، آیه  169


و اى یزید! براى تو همین بس که حاکم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى کسى که این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار کرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست که چه جانشین بدى براى خود تعیین کرده و در روز جزا درخواهید یافت که بدترین مکان از آنِ کیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.


حضرت زینب (س) بزرگ بانوی جهان اسلام، بیدادگر  و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهای دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " دانای بدون آموزگار و فهمیده بدون فهماننده " بود. الگوی راستین وی، بانوی دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وی بوده است. زینب (س) در دامان پرمهر و معنویت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامی و قرآنی سیراب گشت. رسالت راستین زینب هنگامی آغاز گردید که پس از به شهادت رسیدن امام حسین (ع) و هفتاد و دو تن از یارانش با ایراد سخنان آتشین به بیدارگری مردم کوفه و ستیز با ستمکاران و یزیدیان پرداخت.


پس از واقعه خونبار کربلا نقش ایشان روند تازه تری یافت. آن حضرت در این دوران ضمن حضور در کاروان اسرای کربلا در برابر حکام جور قرار گرفتند و به افشاگری ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوی خاندان امیه پرداختند. آن حضرت در این دوران سخت با حضور در کاخ برخی حکمرانان جور زمان مانند یزید و ابن زیاد، با تاکید برحقانیت طریق آل محمد بر سخنان و تبلیغات مسموم خاندان امیه درباره بنی هاشم خط بطلان کشیدند.


صدیقه توانا، عقلیه دودمان وحی، تربیت شده خاندان نبوت، حضرت زینب کبری(س) است. همو که در بزرگواری و کرامتش بسیار سخن ها گفته و نوشته اند.


او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ایمان و عقیده، قهرمان دلیری و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستیزه جوی باطل و آتش افشان حق در برابر نیروهای ستمگر و کوبنده دژخیمان زورگو است.
زینب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقیله طاهره، متعلق به اخلاق الهی است.
این بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداکاری در راه خدا و چشم پوشی از همه چیز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه یاد داد.


ایثار، فداکاری،  صبر و بردباری، علم وسیع و دانش وافر، سخنان سنجیده و منطقی او در فرصت های حساس توأم با آن مظلومیت و ستم های جانکاهی که به او وارد آمده است، از او چهره یک شخصیت بی نظیر، رزم آور شجاع، جهادگر بی باک و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسیم نموده است که تا چرخ زمان حرکت دارد، تا نسل ها در روی زمین حیات دارند و تا زمین دور خورشید می گردد این چراغ فروزان، نورافکن جهانیان و نسل های آینده خواهد بود.



 کرامات


به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم (ع ) ، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اکرم (ص) ، افرادى هستند که در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشکلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل (ع)  که حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به برکت توسل به آن حضرت مشکلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.


حضرت زینب (س) نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاک است که توسل به آن حضرت براى حل مشکلات بزرگ بسیار تجربه شده است و کرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.

+ نوشته شده در  89/09/21ساعت 9:34  توسط یاسین راستی  | 

ستاره یی که خواهد درخشید

مگان شهناز کبیر؛ ستاره یی که خواهد درخشید

 
مگان شهناز کبیر، خواننده جوان افغان-آمریکایی در آینده نزدیک اولین آلبوم خود را به بازار عرضه می کند
 

مگان شهناز کبیر، خواننده جوان افغان-آمریکایی به همراه گروه موسیقی اش «شهناز»، قرار است تا اواسط سال آینده نخستین آلبوم خود را به حمایت یکی از شرکت های بزرگ موسیقی در آمریکا به بازار بفرستد. اما مگان کیست؟

 

نیمی از شرق و نیمی از غرب

 

موسیقی شرقی را پدر افغان اش به او معرفی کرد و موسیقی غربی را مادر ایرلندی اش؛ آهنگ های پاپ/راک مگان شهناز کبیر حالا، طعم هر دو موسیقی را با خود دارد.

 

مگان کبیر، آهنگساز و آوازخوان جوانی است که در آمریکا زندگی می کند. او 20 سال پیش در شهر کوچکی به نام بون واقع در ایالت کارولینای شمالی متولد شد ولی بیشتر دوران کودکی اش را در تنسی و کالیفرنیا گذراند، جایی که جمعیت کثیری از مهاجران افغان زندگی می کنند. او با آن که از پدری افغان و مادری ایرلندی زاده شده است، خودش نه افغان است و نه ایرلندی؛ بلکه یک دختر آمریکایی است که دو فرهنگ متفاوت را با خود حمل می کند. مگان موهای سیاه را از پدر کابلی اش به ارث برده است و چشمان سبز را از مادر اروپایی اش. ولی با وجود این، او دست پروده فرهنگ آمریکا است. او از فرهنگ عامه پسند آمریکایی تاثیر پذیرفته است و درباره زندگی آمریکایی آواز می خواند.

 

پدر مگان زمانی که هنوز لیسه را در کابل به پایان نرسانده بود، مجبور شد به خاطر تجاوز شوروی به افغانستان کشور را ترک کرده و در اواخر دهه 70 میلادی رهسپار آمریکا شود. او در آمریکا برای مدتی درس خواند ولی پس از ازدواج با همسر ایرلندی اش، مجبور شد به کار روی بیاورد. 

 

مگان از کودکی به هنر و آواز علاقه داشت. او همیشه در گروپ های  موسیقی مکتب و آوازهای دسته جمعی کلیسا شرکت می کرد. او حتا در کلاس های رقص باله هم رفت، ولی موسیقی همچنان شوق اصلی او بود. مگان می گوید: «فامیل و اقارب من همه به نحوی به موسیقی علاقه دارند. من حتا یک خاله دارم که خواننده اپرا است. بزرگ شدن در خانواده یی که به موسیقی های متنوع گوش می دادند روی کارهای من تاثیر گذاشته است».

 

مگان زمانی که دو سال پیش از لیسه فارغ شد، شوق موسیقی او را نگذاشت به دانشگاه رفته و به تحصیلات آکادمیک ادامه بدهد. او در عوض، به گفته خودش به «دانشگاه زندگی» رفت: «هرچند فکر می کنم دانشگاه رفتن امر مهمی است، ولی من این خطر را پذیرفتم و زندگی خود را به شکل تمام وقت به موسیقی اختصاص دادم. حالا کم کم ثمره این دو سال کار و تلاشم را می بینم. تمام این مدت من در حال مسافرت به شهرهای نیویارک و لوس آنجلس بودم و با ترانه سرایان، ناشران، و شرکت های تولید موسیقی مختلفی آشنا شدم. دانشگاه من همین تجارب واقعی از زندگی و آشنایی با سازوکار دنیای موسیقی بوده است، مسایلی که به من درس های  زیادی آموزانده است».

 

مگان طی این دو سال تلاش، همان قدر که از تلخی ها و سختی های زندگی درس گرفت از شیرینی ها و زیبایی های آن نیز چیزهای زیادی آموخت. او از جمله آموخت که یک دختر نوجوان هم می تواند با پشتکار و اراده آهنین، یک گروه موسیقی ایجاد کند و در دنیای پرهیاهوی موسیقی امروز صاحب نام و آوازه شود.

 

ستاره یی در حال تولد

 

مگان پس از موفقیت هایی که طی دو سال اخیر به دست آورد، گروهی تشکیل داد به نام «شهناز» که شامل خودش و سه نوازده مرد می شود. گروه شهناز به تازگی همرای «برادران وارنر»، یک شرکت بزرگ تولید موسیقی قراردادی امضا کرده است که بر مبنای آن تا سال آینده این شرکت اولین آلبوم این گروه را به بازار خواهد فرستاد. این دستاورد بزرگی برای این گروه تازه بنیاد است که می تواند آینده کاری اعضای آن را کاملاً تغییر بدهد.

 

در صنعت موسیقی آمریکا به هنرمندانی که از سوی شرکت های بزرگ حمایت نمی شوند، «ایندی» می گویند که صورت خلاصه شده «اندیپندنت» به معنای مستقل است. هنرمندان و گروه های ایندی یا مستقل، نهایت آرزوی شان این است که بتوانند همرای یکی از شرکت های بزرگ موسیقی قرارداد اولین آلبوم شان را امضا کنند. تولید یک آلبوم موسیقی، آن قدر هزینه ندارد که خود این گروه ها از توان شان خارج باشد. مهم تر از تولید آلبوم، پخش آن و تبلیغ برای آن است.

 

: حتا در آهنگ های انگلیسی مگان، رگه هایی از تاثیرات موسیقی شرقی را می توان یافت. ملودی های شیرینی که با صدای آلات پاپ و راک یکجا شده و آواز جوان و دلنشین مگان را همرای می کنند

به عنوان مثال، شرکت «برادران وارنر» یکی از هشت غول بزرگ در هالیوود است که سالانه ده ها فلم بزرگ سینمایی، ده ها برنامه و سریال تلویزیونی، مجله ها، کتاب ها و موسیقی و انواع کالاهای سرگرمی را تولید می کند. زمانی که یک آوازخوان با «برادران وارنر» قرارداد امضا می کند این شرکت نه تنها با بهترین کیفیت ممکن آلبوم او را تولید، ثبت و انتشار خواهد داد، بلکه با به اختیار داشتن چندین شبکه تلویزیونی و شرکت های تبلیغاتی، از هنرمند گمنام یک شبه یک ستاره می سازد.

 

این شرکت ها، شرکت های ستاره سازی هستند و با ساختن ستاره و فروختن آن به مردم چرخ عظیم هالیوود را می چرخانند. تقریبا تمام ستاره های موسیقی به همین شکل تولد می شوند. پس از ستاره شدن، شرکت ها لشکری از ترانه سرایان، آهنگ سازان، و نوازندگان ماهر را در اختیار هنرمند قرار می دهند؛ و به این صورت است که ستاره هایی همچون مدونا، بریتنی اسپیرز و لیدی گاگا بر صحنه موسیقی بین المللی ظاهر شده به درخشیدن ادامه می دهند.

 

گروه شهناز و خواننده جوان آن دیگر یک گروه گمنام موسیقی نیست که چند بچه و یک دختر مکتبی راه انداخته اند. این گروه به تازگی به موفقیت های زیاد رسیده است. در کنار کنسرت های پی در پی که این گروه معمولاً در سالون های کوچک و کلوب های رقص اجرا می کند، جدیداً سریال تلویزیونی «تپه ها» که از تلویزیون «ام تی وی» نشر می شود آهنگ های «خداحافظ خداحافظ»، «دشمن آتش» و «رادیو اکتیو» مگان را در قسمت هایی از این سریال نشر کرد، که باعث شد این صدای جوان و زیبا در سطح آمریکا معرفی شود.

 

مگان در کنار خوانندگی گیتار می نوازد و ترانه هایش را خود می نویسد. گیتار در ساختن آهنگ و سرودن ترانه هایش به او کمک می کند. او به خصوص در ترانه نویسی استعداد چشم گیری دارد؛ برخی از ترانه های او را حتا دیگر خوانندگان مشهور آمریکایی خوانده اند. احتمالاً یکی از دلایلی که او ترانه نویس خوب است، آشنایی اش با موسیقی افغانی و آهنگ زبان فارسی است؛ هرچند خود به این زبان تکلم نمی تواند.

 

احمد ظاهر و زبان فارسی

تقریباً تمام آهنگ های مگان به زبان انگلیسی سروده شده است؛ ولی این خواننده نیمه آمریکایی و نیمه افغان، چند آهنگ فارسی هم دارد. یکی از آهنگ های او بازخوانی آهنگی است از احمد ظاهر به نام «بچه نشو ای دل». این آهنگ که اصلاً ایرانی است و توسط جهانبخش پازوکی ساخته شده است، سال ها پیش توسط خانم مهستی اجرا شده بود، ولی احمد ظاهر آن را با تنظیم جدید و با ریتم آرام تری بازخوانی کرده بود. مگان علاقه شدیدی به احمد ظاهر دارد.

 

مگان می گوید: «من شیفته احمد ظاهر هستم. به خصوص آن شیوه یی که او ترانه هایش را با ملودی آهنگ وفق می دهد دوست دارم. هماهنگی شعر و ملودی در کارهای او کاملاً دلفریب است. من واقعاً از موسیقی فارسی خوشم می آید و در آینده روی آن بیشتر کار خواهم کرد. تا حالا اگر آهنگ هایی به زبان فارسی خوانده ام بیشتر شوقی و تمرینی بوده است. من در سال 2011 یک مجموعه آهنگ به زبان فارسی نشر خواهم کرد که کارهای جدی تری خواهند بود».

 

 مگان با آن که با لهجه انگلیسی اشعار فارسی را می خواند، ولی زبان پدری را تکلم نمی تواند. او می گوید: «من وقتی خرد سال بودم بیشتر با خانواده پدرم بودم و فارسی ام بد نبود، حتا گاهی فارسی و انگلیسی را یکجا استفاده می کردم. ولی از زمانی که به ایالت تنسی آمدیم، در محیط کاملاً غیر فارسی زبان به سر برده ام و اکثر کلمات فارسی را فراموش کرده ام».

 

حتا در آهنگ های انگلیسی مگان، رگه هایی از تاثیرات موسیقی شرقی را می توان یافت. ملودی های شیرینی که با صدای آلات پاپ و راک یکجا شده و آواز جوان و دلنشین مگان را همرای می کنند. مضمون آهنگ های مگان درباره چیزهای است که ربط مستقیمی به افغانستان ندارد. اما آنچه که موسیقی مگان را به افغانستان نزدیک می کند، ضربآهنگ و ملودی هایی است که او برای آثارش با الهام از موسیقی شرقی می آفریند. مگان گاهی همرای حیدر سلیم نیز آواز خوانده است و از این طریق بیشتر با آلات سنتی موسیقی افغانی آشنایی حاصل کرده است.

 

مگان نمونه یی است از نسل دوم مهاجرین افغان در غرب. نسلی که اکثراً سرزمین پدری را فقط از طریق اخبار تلویزیون تجربه کرده اند. در میان این نسل رو به رشد افرادی زیادی وجود دارند که در کشورهای غربی در رشته های مختلف هنری و علمی دستاوردهای زیادی داشته اند. برخی از آن ها گذشته فرهنگی شان را فراموش کرده اند و یا به آن کمتر بها می دهند.

 

مگان شهناز کبیر اما، همچنان رابطه اش را با افغانستان از طریق موسیقی حفظ کرده است. او می گوید: «من افتخار  می کنم که خود را افغان می دانم و هیچ گاه فرهنگ و سنت های آن مردم دوست داشتنی را فراموش نخواهم  کرد. من و گروه شهناز، همچنان با تلفیق موسیقی افغانی و آمریکایی ادامه خواهیم داد و موسیقی نوینی را برای مردم خلق خواهیم کرد... من می خواهم با این کار از فرهنگ افغانستان نمایندگی کنم و چیزی بیافرینم که مردم ما به آن افتخار کنند».

+ نوشته شده در  89/09/17ساعت 21:55  توسط یاسین راستی  | 

افزایش سوء استفاده جنسی از زنان تاجیک درکشورهای عربی

" افزایش سوء استفاده جنسی از زنان تاجیک درکشورهای عربی"

 
خانمی که نخواست نامش افشا شود می گوید، بیش ازدوماه دردام قاچاق چیان انسان گرفتارمانده بود. 

مسوولان دولتی تاجیکستان می گویند درسالهای اخیرقاچاق انسان دراین کشورافزایش یافته است. آنها از افزایش سوء استفاده جنسی از زنان تاجیک درکشورهای عربی هشدار می دهند.

 

قیمت گل علی بیردی، معاون کمیته زنان تاجیکستان، می گوید تاسال 2009 حدود 101 نفراز زنان تاجیکستانی که درکشورهای عربی مورد استفاده سوء جنسی قرار داشتند به کشوربرگردانده شده اند.

 

مقام های تاجیکستان درحالی که از دوم دسامبریا روز جهانی مبارزه علیه استثمار انسان از انسان یا رفع بردگی تجلیل کردند، قاچاق انسان دراین کشور را یک مشکل عمده اجتماعی خواندند. به گفته ی آنها زنان بیشتر از دیگران درمعرض این تهدید قرار دارند.

 

مسوولان مبارزه با قاچاق انسان یا بردگی می گویند: با آن که موارد بردگی ویا به غلامی گرفتن انسان درقلمرواین کشورثبت نشده است، اما حادثه های قاچاق انسان بویژه قاچاق زنان وهمزمان انتقال آنها به خارج ازکشور، بیشتربه کشورهای عربی،  دیده شده است.

 

به گفته مسوولان این کشور، اکثرزنان که ربوده می شوند دربازارهای مخصوص کشورهای عربی به منظوراستفاده های جنسی غیرقانونی معامله شده اند.

مقام های حفظ قانون تاجیکستان باهمکاری سازمان بین المللی مهاجرت توانسته اند برخی ازاین زنان راکه عمدتاً درکشورهای عربی زندگی داشته اند،طی سالهای اخیر به کشور برگردانند. به گفته ی آنها دست کم20 نفرازآنها را درسال جاری به تاجیکستان برگردانده اند.

 

خانمی که نخواست نامش افشا شود می گوید، بیش ازدوماه دردام قاچاق چیان انسان گرفتارمانده بود. قاچاق چیان او را به دوبی انتقال داده بودند. به گفته ی اواکثر زنانی که مشکلات اقتصادی دارند، قربانی فریب این گروه هامی شوند.

او می گوید: «به من گفت می خواهی پولدارشوی ومن هم راضی شدم وبه دوبی رفتم.»

این زن که 30 سال دارد، طبق اظهارات خودش دراین مدت مورداستفاده جنسی افرادناشناس قرارگرفته است.

 

حالا دادگاه ناحیه سینای شهردوشنبه دونفررا به اتهام فریبکاری وانتقال این زن به شهر دوبی امارات متحده عرب محاکمه کرده وهریک رابه مدت 8 تا 10 سال راهی زندان نموده است.

 

تاجیکستان درسال 2001 به اتحادیه مبارزه علیه خرید وفروش انسان واستفاده جنسی غیرقانونی عضوشده است.

به گفته ی مقام های مسوول، سال جاری حدود 6 پرونده قاچاق انسان به بررسی گرفته شده وانتظار می رود افراد متهم دراین اتهام به مجازات کشانیده شوند.

به گفته  بهرام رحمت جانف ،نماینده صندوق مهاجرت درشهردوشنبه ،اقدامات دولت نشاندهنده آنست که مسئله قاچاق وفروش انسان درتاجیکستان درمحورتوجه نهاد های امنیتی این کشورقرارگرفته است. او می گوید: «شش پرونده جنایی آغازگردیده است که این درحقیقت یک رشد رانشان میدهد.»

به باورآقای بهرام، افزایش مهاجرت شهروندان تاجیکستان یکی ازدلایل اصلی قاچاق انسان بوِیژه قاچاق زنان وانتقال آنها به خارج ازکشوربه منظوراستفاده غیراخلاقی دربازارهای روسپی گری شده است.

 

هرچند مسوولان سازمان بین المللی مهاجرت سطح پایان آگاهی زنان درباره  پیامد های نامطلوب آدم فروشی را دراین زمینه عامل دیگری برای افزایش قاچاق زنان درتاجیکستان عنوان می کند، اما سیده ذین الدین، کارشناس امورزنان، به این باوراست که "دربرخی ازحالتهای استثنایی زنان آگاهانه راهی این منزل می شوند".

 

ازسوی دیگرطبق اطلاع دفترنمایندگی سازمان بین المللی مهاجرت در دوشنبه در سالهای اخیرموارد استثمارافراد درتاجیکستان نیزبه مشاهده رسیده ومراجعه مهاجران متضرر ازاین ناحیه به مراکز این سازمان درشهرهای دوشنبه وسغد

 برصحت این موضوع دلالت می کند.

+ نوشته شده در  89/09/15ساعت 19:53  توسط یاسین راستی  | 

تصوير زنان مسلمان در سينما

تصوير زنان مسلمان در سينما

 
در این جشنواره فلم هایی را می بینیم که هر یک به نحوی روایتګر بیم ها و امیدهای زنان مسلمان در نقاې مختلف جهان است 
زندگي زنان در کشورهاي اسلامي، موضوع جشنواره فلمي است که تحت عنوان «جشنواره فلم صداي زنان مسلمان» به تازگي از سوي موسسه آمريکايي «صداي زنان اکنون» برگزار شده است.
 

در اين جشنواره که فلم هايي از ده ها کشور جهان به شمول افغانستان در آن شرکت کرده اند، آثاري را مي بينيم که هر يک به نحوي روايتگر بيم ها، اميدها و مبارزات زنان مسلمان در نقاط مختلف جهان است.

 

تصوير حرام

چهره زنان مسلمان هميشه جنجال آفرين بوده است؛ چه پوشيده با حجاب و نقاب و چه برهنه و باز. دولت فرانسه به تازگي قانوني را به تصويب رسانيده است که به موجب آن زنان مسلمان حق ندارند با چهره يي کاملاً پوشيده در اماکن عمومي ظاهر شوند. ولي در برخي کشورهاي اسلامي قضيه برعکس است؛ زنان بدون حجاب حق ندارند از خانه خارج  شوند. حضور زن مسلمان در فضاي عمومي هميشه به بحث هاي طولاني دامن زده است؛ ولي حضور او بر روي پرده سينما چگونه است؟ پرده يي که فقيهان اسلامي زياد علاقه يي به آن ندارند.

 

در اوايل دهه 20 ميلادي زماني که براي اولين بار صنعت سينما به ترکيه آمد، دولت اسلامي عثماني به هيچ زني اجازه نداد که در فلم ها نقش بازي کند. نقش زنان را بيشتر مردان بازي مي کردند و بعدها زنان ارمني به جاي زنان مسلمان بر پرده سينما ظاهر مي شدند. اما پس از برقراري جمهوري سکولار به رهبري کمال اتاترک در سال 1923، کم کم زنان ترک به آزادي دست يافتند و پاي شان نه تنها به سينما بلکه به تمام عرصه هاي عمومي باز شد. تا جايي که در دهه 30 ميلادي زنان زيادي به عنوان هنرپيشه در سينماي ترکيه حضور داشتند. از آن جمله، يکي از آن ها به نام کاهيد سونکو به چنان محبوبيت و شهرتي رسيده بود که او را با ستاره هاليوودي انگريد برگمن مقايسه مي کردند. مردان ترک چنان شيفته و شيداي اين هنرپيشه زيبارو بودند که از کفش هاي او به عنوان جام شراب استفاده مي کردند.   

 

ولي استقبال از تصوير زنان مسلمان و عمومي شدن چهره زن در همه جا مانند ترکيه نبود. به عنوان نمونه در افغانستان، وقتي شاه امان الله خان پرده از روي زنش ملکه ثريا برداشت، قشر سنتي جامعه دست به آشوب زد و نهايتاً باعث سرنگوني دولت او شد. چندين دهه بعد، هنوز تصوير زن در افغانستان نتوانسته است طرفداران زيادي پيدا کند. طالبان نه تنها چهره زن در فضاي عمومي، بلکه تصوير چهره زن را در دوران حکومت شان حرام اعلان کردند و زنان نافرمان را به تازيانه بستند. حتا طي سال هاي اخير چندين  ژورناليست زن افغان به خاطر کار در تلويزيون قرباني شده اند. آخرين نمونه اش بازيگري است که قرار بود در فلم «لاله سياه» (2010) بازي کند. مطابق آنچه سونيا ناصري کول، کارگردان اين فلم به روزنامه نيويارک تايمز گفته است، درست چند روز قبل از شروع فلمبرداري، طالبان پاهاي هنرپيشه زني را که قرار بود در فلم او ايفاي نقش کند قطع کردند، و او مجبور شد هنرپيشه ديگري انتخاب کند. اين فقط نمونه يي است از حساسيت خشونت باري که نسبت به تصوير زن در جوامع اسلامي وجود دارد. آيا با وجود چنين مواردي، پاهاي زنان مسلمان از سينما «قطع» شده است؟

 

صداي زنان مسلمان

با تماشاي فلم هايي که در «جشنواره فلم صداي زنان مسلمان» حضور دارند، مي توان گفت، جنبش زنان هرچند با مشکلات ولي همچنان در کشورهاي اسلامي وجود دارد. در اين فستيوال فلم سازان از سي و پنج کشور مختلف آثار شان را به نمايش گذاشته اند و هر فلم تصويري است از شرايط خاصي که زن ها در کشورهاي مختلف اسلامي و غيراسلامي آن را تجربه مي کنند. فلم مستندي از افغانستان به مشکل زنان معتاد به مواد مخدر پرداخته است و فلم ديگري زندگي اولين سارنوال زن در تاريخ کشور را که در هرات ايفاي وظيفه مي کند به تصوير کشيده استږ در حاليکه فلم ديگري از لبنان نقاش زني را نشان مي دهد که توسط تيلفون تهديد شده و نمي تواند آثارش را به نمايش عمومي بگذارد. يک فلم آمريکايي کوتاه درباره دختر ايراني است که پس از آمدن به ايالات متحده با آن که مجبور نيست، ولي باز هم حجاب اش را رعايت مي کند و آن را بخشي از هويت خود مي داند. اين ها و ده ها داستان ديگري هر يک، روزنه يي به زندگي زنان مسلماني است که چه در کشورهاي اسلامي زندگي مي کنند و يا در کشورهاي غيرمسلمان.

 

کاتينکا تاباکارو، موسس و مدير اجرايي موسسه «صداي زنان اکنون» در باره فستيوال مي گويد: «ما تلاش مي کنيم يک تصوير صادقانه و واقعي از زنان مسلمان و زنان غيرمسلماني که در کشورهاي مسلمان زندگي مي کنند ارايه کنيم؛ يک تصوير چندبعدي و کامل که با تماشاي مجموعه فلم هاي فستيوال مي توانيد تنوع و تکثر آن را احساس کنيد». 

 

خانم تاباکارو که حقوق دان است، اوايل امسال موسسه «صداي زنان اکنون» را همراه با دو نفر از دوستانش در شهر نيويارک تاسيس کردند. اين موسسه در جهت حمايت از حقوق زنان فعاليت مي کند و تلاش دارد تا آگاهي عامه درباره مبارزات برابري خواهانه زنان را بالا ببرد. خانم تاباکارو به اين باور است که رسانه سينما مي تواند، روش خوبي باشد براي ارتقاي دانش مردم در مورد حقوق زنان و وسيله يي باشد تا زنان با استفاده از آن داستان هاي زندگي شان را با ديگر مردمان جهان در هر جايي که هستند شريک بسازند.

 

براي رسيدن به مخاطبان بيشتري که در ديگر نقاط دنيا  زندگي مي کنند، موسسه «صداي زنان اکنون» تصميم گرفت تا جشنواره يي را که برگزار مي کند، تلفيقي باشد از تکنولوژي انترنت و هنر سينما. به اين دليل، همه فلم هايي که در اين فستيوال حضور دارند به شکل آنلاين در اختيار بينندگان قرار داده شده است، تا مردم از سراسر جهان بتوانند به سادگي اين آثار را تماشا کنند. تماشاچيان مي توانند پس از ديدن فلم ها، به فلم هاي مورد علاقه شان راي بدهند و درباره شان نظرات شان را در سايت جشنواره بنويسند. در ماه مارچ 2011 فلم هايي که بيشترين راي را آورده اند طي فستيوال ديگري در مدرسه فلم لوس آنجلس در ايالت کاليفرنيا به نمايش در خواهد آمد و پس از اين که هيات ژوري برترين فلم ها را انتخاب کرد جوايز نقدي به آن ها تعلق خواهد گرفت.   

 

فلم هاي افغاني

در اين فستيوال حضور فلم هاي افغاني چشمگير است. به گفته مديران فستيوال، آن ها 25 فلم از افغانستان دريافت کرده اند که بيشترين تعداد فلم از يک کشور است. بيشتر فلم ها مستند هستند و توسط فلمسازان جوان و گمنامي که به تازگي در عرصه سينماي افغانستان ظهور کرده اند ساخته شده اند. شايد آشناترين نام ها در ميان اين جوانان رويا سادات و صحرا کريمي باشند.

 

زنان در سينماي افغانستان تاريخ پرشکوهي ندارند. در سال 1325 خورشيدي زماني که اولين فلم افغاني به نام «عشق و دوستي» ساخته شد هيچ زني حاضر نشد به ايفاي نقش در اين فلم بپردازد. سازندگان فلم به لاهور رفتند و از يک دختر هندي خواستند تا نقش زن افغان را بازي کند. حتا در تياتر افغانستان که به نحوي پدر سينماي افغانستان است، براي سال ها نقش زنان را مردان بازي مي کردند. غلام حضرت کوشان اولين مردي بود که نقش زن را در يک نمايش تياتر در سال 1303 خورشيدي ايفا کرد. وقتي دومين فلم افغاني تقريبا 20 سال بعد در اواسط دهه 40 خورشيدي ساخته شد، فضاي کشور به اندازه کافي باز شده بود و زنان زيادي در تياتر و راديو کار مي کردند. از اين لحاظ يافتن بازيگر زن براي سينما زياد سخت نبود. ولي زنان افغان در مقام کارگردان سينما، پس از سقوط طالبان ظهور کردند، و حالا با گذشت نزديک به ده سال ما شاهد نسلي از اين زنان هنرمند و مستعد هستيم. برخي از اين زنان فلم هاي شان در فستيوال صداي زنان مسلمان در نيويارک به نمايش گذاشته اند.

 

خانم تاباکارو درباره فلم هاي افغاني شرکت کننده در جشنواره مي گويد:«مجموعه فلم هاي افغاني تصوير زيبايي از افغانستان و مردمان آن ترسيم مي کنند. به عنوان نمونه با تماشاي فلم «تار و زخمه» از رويا سادات ما تصوير رمانتيک و شاعرانه يي را از افغانستان تجربه مي کنيم. با تماشاي فلم هايي که در ورکشاپ آتليه واران ساخته شده اند با زندگي قهرمانان روزمره يي آشنا مي شويم که هر يک به روش خود مبارزه مي کنند. آثاري که اين فلمسازان ساخته اند بهترين وسيله يي است براي بلند کردن صداي زنان افغان و شريک ساختن قصه زندگي آن ها با ديگر مردم جهان».

با آن که افغانستان جاي خوبي براي زن بودن نيست، اما فلمسازان افغان طي اين سال ها تلاش کرده اند با روايت داستان هاي تلخ و شيريني از زندگي زنان افغان توجهات زيادي را به وضعيت حقوق زنان در کشور جلب کنند. زنان مسلمان در کشورهاي مختلف به شيوه هاي گوناگون براي حقوق شان مبارزه مي کنند. جديداً حتا اصطلاحي به عنوان «جهاد جنسي» يا «جندر جهاد» به سر زبان ها افتاده است که منظور از آن آشتي دادن شريعت اسلامي و تيوري فمينيسم است. مي توان جشنواره صداي زنان مسلمان را نيز بخشي از جهاد جنسي دانست، و فلمسازان شرکت کننده را مجاهديني که براي حقوق زنان مبارزه مي کنند.

+ نوشته شده در  89/08/15ساعت 7:58  توسط یاسین راستی  | 

Kabul univercity


دانشگاه کابل ( پوهنتون مرکز )

دانشگاه کابل، به عنوان نخستین و بزرگترين مؤسسه تحصيلات عالي در کشور بوده در سال ۱۳۴۳ خورشیدی بالای 900 جریب زمین اعمار و تاسیس شد. در سال ۱۳۱۱ ه‍. ق. / ۱۹۳۱ م. (عصر نادرشاهی ) نخستین پایهٔ دانشگاه کابل نهاده شد و پوهنحی طب(علوم پزشکی) کابل تأسیس گردید. در سال ۱۳۱۷ ه‍. ق. / ۱۹۳۸ م. (یعنی در عصر محمد ظاهرشاه) پوهنحی حقوق و علوم سیاسی و در تاریخ ۱۳۲۲ ه‍. ق. / ۱۹۴۳ م. پوهنحی سیانس و در سال ۱۳۲۳ ه‍. ق. / ۱۹۴۴ م. پوهنحی ادبیات تأسیس گردید. وجود این پوهنحی ها سبب شد که دولت افغانستان قدم بزرگ‌تری بردارد و بنیاد دانشگاه کابل را بگذارد. بدین قرار، در سال ۱۳۲۵ ه‍. ق. / ۱۹۴۵ م. محفل بزرگی برای تأسیس دانشگاه کابل منعقد شد. پوهنتون کابل يگانه مؤسسه تحصيلات عالي است که در کتاب سبز يونسکو راجستر بوده و ديپلوم آن از شناسائي بين المللي برخوردار ميباشد.

در گذشته، دانشگاه کابل از دانشگاه‌های معتبر جهان بود، اما، در جنگ‌های داخلی آسیب‌های زیاد به آن وارد گردید. دانشگاه کابل در زمان حاکمیت طالبان به مدرسهٔ دینی تبدیل شده بود، که دران تنها علوم دینی تدریس می‌شد و استادان سایر علوم ملحد شناخته شده و اهانت می‌شدند. اما با روی کار آمدن نظام جدید در افغانستان، این دانشگاه دوباره در حال شکوفایی و بهبود است. بعضی از پشتو زبانان کشور از ذکر واژهٔ "دانشگاه" حساسیت داشته و آن را واژه ایرانی می پندارند، درحالیکه، تفاوت میان دری و فارسی ایرانی فقط به ندرت در لهجه بوده و هیچ تفاوت با هم ندارند. تمام کشورهای فارسی زبان جهان که عمده‌ترین آن‌ها افغانستان ، ایران و تاجیکستان می‌باشند، در تلاش برای نزدیک شدن باهم‌اند.

دانشگاه کابل دارای چهارده پوهنحی میباشد، که عبارتند از: علوم ساینس، فارسی، علوم و ترنری (دامپزشکی)، زمین شناسی، شرعیات، هنرهای زیبا، انجینری، اقتصاد، زبان و ادبیات، زراعت (کشاورزی)، حقوق و علوم سیاسی، علوم اجتماعی، ژورنالیست ، روانشناسی و علوم تربیتی. پوهنتون کابل در پوهنحي هاي چهارده گانه خويش مجموعا9020 محصل دارد که از جمله انها 7008 نفر ذکور و 2012 نفر اناث ميباشند تعداد استادان مجموعا به 520 نفر  ميرسد که از جمله 435 ذکور و 85 نفر انها را طبقه اناث تشکيل ميدهد.پوهنتون کابل بستر خوب فعالیت‌های سیاسی برای احزاب سیاسی بوده و همیشه مورد استفادهٔ سوء قرار گرفته‌است. روی این ملحوظ، پوهنتون کابل در تغییر حکومت‌های پیشین نقش مهمی داشته‌است. در پوهنتون کابل با مخالفت‌های شدید بین فارسی زبان‌ها و پشتو زبان‌ها جریان داشته و در پهلوی این تعصبات ، تعصبات مذهبی، سن و سال استادان کهن سال و جوان نیز جزو چالش‌های جدید در سر راه نوسازی و شگوفایی پوهنتون کابل است. استادان کهن سال بیشتر با جزوه‌های کهنه آراسته بوده در حالی که استادان جوان بیشتر آرزو دارند تا خلا بزرگی که بین فن‌آوری جدید و سیستم کهنه و فرسوده گذشته وجود دارد از بین برده شود

+ نوشته شده در  89/08/14ساعت 20:29  توسط یاسین راستی  | 

شعر های خاص



ره میــــــــخانه و مسجد کدام‌ست

که هر دو بر من مسکین حرام‌ست


نه در مسجد گـــذارندم که رندست

نه در میخانه کاین خَـــمّار خام‌ست


ورای مسجد و میــخانه راهی‌ست

بجویید ای عـــزیزان کاین کدام‌ست


به میخانه امامی مست خفته‌ست

نمی‌دانم که آن بت را چــه نام‌ست


مرا کعبه خرابات است امـــــــروز

حریفم قاضی و ساقی امام‌ست


برو عـــــــــــــــطار کو خود می‌شناسد

که سرور کیست، سرگردان کدام‌ست


چندان که گفتم غم با طبیبان

درمان نکردند مسکیــن غریبان


آن گل که هر دم در دست بادی‌ست

گو شرم بادش از عندلیــــــــــــــــبان


یارب امان ده تا بازبیـــــــند

چشم محبان روی حبیبان


دُرج محبت بر مُهر خود نیست

یارب مبادا کام رقیـــــــــــــبان


ای منعم آخر بر خوان جودت

تا چند باشیم از بی نصیبان


حافظ نگشتی شیدای گیتی

گر می‌شنیدی پند ادیــــــبان

+ نوشته شده در  89/08/10ساعت 12:9  توسط یاسین راستی  |